آمیتیس بانوآمیتیس بانو، تا این لحظه: 14 سال و 5 ماه و 1 روز سن داره

آمیتیس گل سرخ مامان و بابا

250. خرید لباس!

1392/7/17 21:43
نویسنده : مامان آرام
379 بازدید
اشتراک گذاری

بادی استین بلند و شلوار تو خونه ای برات میخواستم ... خلاصه با خاله هانی قرار گذاشتیم بریم پیش تاییس جون . دیشب گوشی بابا مرتضی کلا قاطی کرد و کلی وقت صرف کردم و کاری از پیش نبردم:( بعدم شما شام گوشت کوبیده خورده بودی و دلدرد گرفتی خلاصه تا 5 بیدار بودیم!

صبح گوشی رو بردیم یه فروشگاه روبروی نارون ... بعدم رفتیم خونه ی بابایی اینا البته با گصیبت فراوون ... باز ماشین روشن نشد ... امان از بابای تنبل ... خوب ببر استارتش رو درست کنن دیگه:(

مامان هم نبود با ویدا جون ناهار رفته بودن بیرون ... خوابوندمت و رفتم گوشی رو گرفتم ... عصری همزمان با اومدن مامانی خاله هانی و همسرش اومدن دنبالم و رفتیم پیش تاییس جون ... تو رو هم نبردم :)

خلاصه بعد از کلی ترافیک رسیدیم و کلیاتی خرید کردیم و حرف زدیم ... برگشتنه سمانه زنگ زد که ما رفتیم فشم و میخوایم یه سر بیایم پیشتون ... خلاصه اومدیم دنبال شما و برگشتیم خونه ... باز جلوی مغازه خاموش کردم و روشن نشد ... خلاصه تو سرازیری روشنش کردم و رفتم خونه ... مهمونام هم اومده بودن و من اصلا اینجوری دوست ندارم ... خودم باید خونه باشم مهمون که میاد ... خلاصه یه لیوان هم شکستی که فدای سرت و خدای شکر تو پات نرفت ... اینم از گیج بازیهای زنعموت! آخه آدم تو خونه ای که بچه هست لیوان رو میذاره رو میز و میره؟؟؟

اهان توپت که باهاش بازی میکنی اهنگ میزنه ... آخرش میگه بای بای و تو با جدیت میگی باا باا :*

اینم خریدهات ... البته یه بادی و شلوار دیگه هم هست که پوشیدی و کثیف کردی و شستمش!

البته این دو تا اخری برای سال دیگه س ولی دوستشون داشتم و خریدم؛ ) مبارکت باشه عسلک:*

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی

نظرات (6)

لی لی مامی آرشیدا
18 مهر 92 17:22
مبارک باشه وباتن سالم ودلخوشی بپوشی آمیتیس گلیدرضمن توپست قبلی یادم رفت بگم خوب شدعکسای آمیتیس روگذاشتی جییییییگره


مرسی عزیزم آخه اون موقع که شما کامنت گذاشتی هنوز عکس نذاشته بودم؛ )
زهرا
18 مهر 92 19:52
مبارک باشه خریدات خاله جونی !

آرام جون اون بلوز شلوار آخریه رو میدوستم !


مرسی خاله
هانی
18 مهر 92 20:36
مبارکت باشه عزیزم خیلیییی خوشگلن...
ایشالا به شادی بپوشی....
دخملی جات خیلی خالی بود ..
خاله با شما خیلی به ما خوش گذشت...
زن عمو جون لوفا لیوانتو از دم دست بردار..خداروشکر چیزی نشد...


مرسی خاله جون لباسهای پسرک شما نیز بسیار زیباءن فقط مامانش تنبله عکس نمیذاره؛ )
به ما نیز بسیار خوش گذشت ... دست شما و عمو احمد درد نکنه
فرناز
19 مهر 92 2:29
مبااااارکت باشه گلی من گلی


مرسی
مامان پانیسا
19 مهر 92 14:51
مبارکت باشه عزیزم


مرسی خاله
رالیا
20 مهر 92 11:24
مبارکت باشه عروسک من همشون خوشگلن ولی آخریه از بقیه خوشگلتره
آراااااااااام کشته مرده اون ادبیاتتم

مرسی خاله ناقابله
کدوم ادبیاتم؟؟؟